شرابه

(شَ رّ بَ یا بِ) [ ع. شرابه ] (اِ.) رشته‌ها و منگوله‌هایی که از کنار و حاشیه چیزی آویزند.

    شراحی

    (شَ) [ ع. ] (ص نسب.) نوعی کباب که از گوشت شرحه شرحه (تکه تکه) می‌پختند و در سطل می‌نهادند.

      شرارت

      (شَ رَ) [ ع. شراره ]
      ۱- (مص ل.) بدی کردن.
      ۲- (اِمص.) فتنه انگیزی.

        شراره

        (شَ رَ یا رِ) [ ع. شراره ] (اِ.) واحد شرار، جرقه.

          شراست

          (شَ سَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) بد – خویی کردن.
          ۲- (اِمص.) بدخویی، بدخلقی.
          ۳- نزاع، خلاف.

            شراع

            (ش) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- هر چیز برافراشته، بادبان کشتی.
            ۲- خیمه.
            ۳- سایبان.

              Scroll to Top