شل

(شَ) (اِ.) پوست نازک رنگینی که در میان درز کفش و موزه و یراق زین اسب نهاده بدوزند به جهت خوش آیندگی.

    شل

    (شَ) (اِ.) ران، ران انسان یا حیوان.

      شلاق

      (شَ لّ) [ تر. ]
      ۱- (اِ.) تازیانه.
      ۲- (ص.) شوخ.
      ۳- مفسد.

        شلال

        (ش) (اِ.)
        ۱- نوعی دوختن و آن چنان است که دو طرف پارچه را برهم نهند و کوک‌های خرد و ریز بر وی زنند بطوری که دو روی آن مشابه باشد، برخلاف بخیه که دو روی آن با یکدیگر مشابهت ندارد.
        ۲- بخیه درشت.

          شلال

          (~.) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- گروه پراکنده، قوم متفرق.
          ۲- گروهی که شتران را برانند.

            شلان بها

            (ش بَ) (اِ.) مالیاتی که به مناسبت اعیاد وصول می‌شد.

              Scroll to Top