شنگله

(شَ گُ لَ یا لِ) (اِ.)
۱- خوشه.
۲- ریشه دستار یا جامه.

    شنگول

    (شَ) (ص.)
    ۱- شوخ و ظریف.
    ۲- زیبا.
    ۳- عیار.
    ۴- سرمست، سرخوش.

      شنگیدن

      (شَ دَ) (مص ل.) (عا.)
      ۱- سرو گوش جنبیدن.
      ۲- میل به عمل خلاف داشتن.

        شنگینه

        (شَ نَ یا نِ) (اِ.)
        ۱- چوب دستی که چارپایان را به وسیله آن رانند.
        ۲- چوبی که گازران پارچه و لباس را به هنگام شست وشو با آن کوبند؛ کدین.

          شنل

          (ش نِ) [ روس. ] (اِ.) پوشاک گشاد و بدون آستین که روی دوش اندازند.

            شنه

            (شَ نَ یا نِ) (اِ.) لعنت، نفرین.

              شنه

              (~.) (اِ.)
              ۱- آواز و صدای چیزی (مانند صریر قلم و آواز نفیر و نای و سورنای).
              ۲- آواز جانوران (اهلی و وحشی).

                شنه

                (~.) (اِ.) آلتی است که برزیگران برای باد دادن غله کوفته شده به کار برند تا غله از کاه جدا گردد؛ چارشاخ.

                  Scroll to Top