(شَ یا ش)۱ – (حامص.) عمل شنیدن. ۲- (اِ.) یکی از حواس ظاهره و آن شنیدن اصوات است.
(شُ) ۱- (اِمص.) عمل شنیدن. ۲- (اِ.) دستگاه رسانهای مخفی برای جاسوسی و کنترل مخالفان.
(شُ دَ) (مص م.) شنیدن.
(ش س) (اِ.) اِشنوسه، عطسه.
(ش دَ) [ په. ] (مص م.) ۱- گوش دادن. ۲- بوی چیزی را حس کردن. ۳- اطاعت کردن.
(شَ) [ ع. ] (ص.) ۱- زشت. ۲- هولناک.
(شُ) (اِ.) کلمهای است که هنگام نفرت و بیزاری بر زبان آورند.
(شَ. بَ دَ) (اِمر.)۱ – رییس بازرگانان. ۲- رییس بندر.
(شَ) (اِمر.) اولین تار سازها.
(شَ) (اِ.) = شاه آب: آب سرخی که در مرتبه اول از گل کاجیره گیرنده.