شو

(شُ) [ انگ. ] (اِ.) نمایش (به ویژه در تلویزیون).

    شو

    (اِ.) آهار که بر روی تار پارچه‌ای که می‌بافند، مالند.

      شوا

      (ش) (اِ.) پینه کف دست، آبله.

        شوا

        (شِ یا شُ) [ ع. شواء ] (اِ.) بریانی.

          شوارع

          (شَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ شارع. جاده‌ها، راه‌ها.

            شواظ

            (شُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- شعله آتش که بی دود باشد.
            ۲- حرارت آتش یا آفتاب.
            ۳- فریاد و دشنام.

              شوال

              (شَ وّ) [ ع. ] (اِ.) ماه دهم از سال قمری.

                شوالیه

                (شُ یِ) [ فر. ] (اِ.) نجیب زاده‌ای که در قرون وسطی از طرف شاه منصب افتخاری گرفته باشد.

                  Scroll to Top