شواهق

(شَ هِ) [ ع. ] (اِ.) جِ شاهقه ؛ بلندی‌ها.

    شوبک

    (بَ) [ معر. ]
    ۱- (اِمصغ.) چوبی که خمیر را بدان پهن می‌کنند؛ وردنه، چوبک.
    ۲- چوب پاسبانان.

      شوت

      [ انگ. ] (اِ.)
      ۱- ضربه، پرتاب، شلیک (فره).
      ۲- (عا.) پرت، بی خبر، نادان. ؛ ~زباله روشی برای دفع زباله در برج‌های مسکونی.

        شوخ

        (اِ) چرک، ریم.

          شوخ

          (ص.)
          ۱- گستاخ، بی حیا.
          ۲- زنده دل، خوشحال.
          ۳- دزد.
          ۴- خوشگل.

            Scroll to Top