شورو

(ش رُ) (اِ.) پوست بزغاله، چرم بزغاله.

    شوریده

    (دَ یا دِ) (ص مف.)۱ – آشفته.
    ۲- عاشق.
    ۳- دیوانه.

      شوسه

      (شُ سِّ) [ فر. ] (اِ.) جاد ه‌ای که عملیات زیرسازی آن انجام شده باشد و به جای آسفالت روی آن شن ریخته باشند، جاده ساخته و پرداخته.

        شوشه

        (ش) (اِ.)
        ۱- طلا یا نقره که آن را گدازند و در ناوچه ریزند.
        ۲- هرچیز شبیه شمش.
        ۳- هر چیز طولانی وکوتاه.
        ۴- آبی که در زمستان بر سر ناودان یخ بندد و آویزان شود.
        ۵- ریزه هر چیز.

          Scroll to Top