شوغ

(اِ.) پینه و آبله‌ای که در کف دست به علت کار زیاد و در کف پا به علت زیاد راه رفتن به وجود می‌آید.

    شوفاژ

    [ فر. ] (اِ.)
    ۱- گرمایش.
    ۲- هر یک از رادیاتورهای سیستم حرارت مرکزی.

      شوفر

      (فُ یا فِ) [ فر. ] (اِ.) راننده اتومبیل.

        شوک

        (شُ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- ضربه، تکان شدید.
        ۲- حالتی ناگهانی که به شخص عارض شود و قوای او رو به ضعف گذارد.

          شوکا

          (اِ.) کوچک ترین گوزن ایران از راسته جفت سمان دارای کفل سفید و دم کوتاه.

            Scroll to Top