صباء

(صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) میل کردن به کودکی و کارهای کودکی.
۲- (اِمص.) کودکی.

    صباح

    (صَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بامداد.
    ۲- سپیده دم.
    ۳- روز. ؛ ~ و مسا صبح و شب. ؛ چند ~چند روز. ؛ هر چند ~ هر چند وقت یک بار.

      صباحت

      (صَ حَ) [ ع. صباحه ]
      ۱- (مص ل.) زیبا شدن، نیکوروی شدن.
      ۲- (اِمص.) زیبایی.

        صبار

        (صَ) [ ع. ] (اِ.) بادی که از جانب شمال شرقی می‌وزد.

          صبار

          (صَ بّ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- بسیار شکیبا، شدیدالبصر.
          ۲- یکی از نام‌های خدای تعالی.
          ۳- کسی که ضمیرش در خدا و برای خدا و به وسیله خداست. (تصوف).

            صباره

            (صَ بَّ رَ یا رِ) [ ع. صباره ] (ص.)
            ۱- بسیار صبرکننده،
            ۲- گوش خر (گیا).

              Scroll to Top