صبی

(صَ یّ) [ ع. ] (اِ.) کودک، پسر بچه. ج. صبیان.

    صبی

    (صَ با) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- کار بچگانه کردن.
    ۲- با کودکان بازی کردن.
    ۳- به کودکی میل کردن.

      صبی

      (ص با) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) میل کردن به سوی جوانی و کودکی و بازی.
      ۲- (اِمص.) کودکی، طفلی، طفولیت.

        صبی

        (صُ بّ) [ ع. صابی ] (ص.) پیرو فرقه صابئان ؛ صابی، ماندابی.

          صبیان

          (ص) [ ع. ] (اِ.) جِ صبی ؛ کودکان، اطفال.

            صبیح

            (صَ) [ ع. ] (ص.) خوبرو و سفید چهره.

              صبیه

              (صَ یَّ) [ ع. صبیه ] (اِ.) مؤنث صبی، دختر بچه.

                Scroll to Top