صغر

(ص غَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) کوچک شدن.
۲- خوار شدن.
۳- (اِمص.) کم سالی، خردی، کوچکی.

    صغری

    (صُ را) [ ع. ] (ص.) مؤنث اصغر.
    ۱- زن کوچک تر.
    ۲- هر چیز کوچک.
    ۳- قضیه اول در منطق.

      صغو

      (صَ غْ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) میل کردن، رغبت داشتن.
      ۲- (اِمص.) رغبت، میل.

        صغیر

        (صَ) [ ع. ] (ص.) کوچک، فرد. مق کبیر. ج. صغار.

          صف

          (صَ فّ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- رده، رج، هر چیزی که با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد.
          ۲- گروه، دسته.
          ۳- ردیف، مرتبه.
          ۴- سوره شصت و یکم از قرآن کریم.
          ۵- جنگ. ج. صفوف.

            صف

            (~.) [ ع. ] (اِ.) ایوان خانه و دالان، صفه.

              صف آرا

              (ی) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که صف سربازان را آرایش دهد.

                Scroll to Top