صفحه گذاشتن
(~. گُ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) پشت سر کسی حرف زدن.
(ص) [ معر – سنس. ] (اِ.)
۱- خالی، تهی، پوچ.
۲- در اصطلاح ریاضی علامتی به شکل (۰) که به خودی خود عدد نیست ولی اگر در طرف راست عددی قرار گیرد آن عدد را ده برابر میکند.
(صَ) [ ع. صفراء ]
۱- (ص.)مؤنث اصفر؛ زردرنگ.
۲- (اِ.) زرداب.
۳- مایعی زردرنگ و تلخ که از کبد ترشح میشود.
۴- مجازاً به معنی تندی.
(~. ش کَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- زا یل شدن صفرا.
۲- کنایه از: غذای کمی که پیش از غذا خورند.