(ق) [ ع. طاقه ] (اِ.) ۱- یک تار از ریسمان. ۲- واحدی برای شمارش پارچه یا جامه.
(حامص.) طاق بودن، مفرد بودن.
(اِ. ص نسب.) نوعی کلاه که به صورت طاق است.
(قِ) (ص نسب. اِ.) ۱- نوعی کلاه، طاقی. ۲- قبای دوتایی.
(یِ) (اِ.) نوعی کلاه بلند مخروط شبیه به کلاه درویشان.
(لِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- جوینده، خواهان. ۲- دانشجوی علوم دینی ؛ ج. طلاب.
(لِ) [ ع. ] (اِ.) نوعی خربزه پیش رس و شیرین و لطیف که قسمت خوراکی آن زرد یا سبز است.
(لِ) [ ع. ] (اِفا.) مرد بدکردار، تبهکار.
(لِ) (اِ.) نک طیلسان.
(لِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.) طلوع کننده. ۲- (اِ.) بخت، اقبال.