طاق

[ معر. ] (اِ.)
۱- سقف، سقف محدب.
۲- طیلسان، ردا.
۳- دست، طاقه.
۴- رف، طاقچه.

    طاق نما

    (نَ یا نُ) (اِمر.)
    ۱- ایوانی کم عرض که در جلو اطاق سازند.
    ۲- نمای دیوار به صورت طاق که عرض و پهنایی نداشته باشد.

      طاق و طارم

      (قُ رُ) (اِمر.) = طاق و طرنب. طاق و ترنب. طاق و ترم: کروفر، طمطراق، فر و شکوه.

        طاقت

        (قَ) [ ع. طاقه ] (اِ.)
        ۱- قدرت، توانایی.
        ۲- تحمل.

          طاقت فرسا

          (~. فَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) طاقت فرسا ین ده: آن که طاقت و شکیب ببرد، آن چه که تاب و توان بزداید.

            طاقچه

            (چِ) (اِمصغ.) رف، طاق کوچک. ؛~ بالا گذاشتن ناز کردن، فخر فروختن.

              طاقچه پوش

              (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)پارچه‌ای که کف طاقچه را با آن می‌پوشیدند.

                طاقدار

                (ص فا.) = طاق دارنده:
                ۱- آن چه دارای طاق است.
                ۲- دارای ایوان.
                ۳- مجازاً: نگهبان، محافظ.

                  طاقدیس

                  ۱ – (ص مر.) به شکل طاق.
                  ۲- (اِ.) چین خوردگی‌های زمین که به شکل طاق است.

                    Scroll to Top