طرح کردن

(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- دور انداختن.
۲- چیزی را به قهر نزد کسی انداختن.
۳- پی افکندن، نقشه کاری را کشیدن.

    طرح کش

    (~. کَ یا کِ) [ ع – فا. ] (ص.)
    ۱- نقاش.
    ۲- مغلوب، زبون.

      طرر

      (طُ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ طره.
      ۱- موی پیشانی‌ها.
      ۲- نقوش جام.
      ۳- کناره‌های بام.

        طرز

        (طَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- شکل، هیئت.
        ۲- سَبک، روش.

          طرسوسی

          (طَ)
          ۱- (ص نسب.) منسوب به شهر طرسوس (شهری قدیمی در آسیای صغیر).
          ۲- تقسیم شدنی.
          ۳- (حامص.) تقسیم شدن، تکه تکه شدن (می گویند شهر طرسوس مرز اسلام و کفر بوده و مسلمانان غنایم را در آن تقسیم می‌کرده‌اند).

            Scroll to Top