طرح افکندن
(~. اَ کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) بنیان نهادن.
(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- دور انداختن.
۲- چیزی را به قهر نزد کسی انداختن.
۳- پی افکندن، نقشه کاری را کشیدن.
(طَ)
۱- (ص نسب.) منسوب به شهر طرسوس (شهری قدیمی در آسیای صغیر).
۲- تقسیم شدنی.
۳- (حامص.) تقسیم شدن، تکه تکه شدن (می گویند شهر طرسوس مرز اسلام و کفر بوده و مسلمانان غنایم را در آن تقسیم میکردهاند).