طراوت

(طَ وَ) [ ع. طراوه ]
۱- (مص ل.) تر و تازه شدن.
۲- (اِمص.) تازگی.

    طرایف

    (طَ یِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- چیزهای لطیف و خوش و پسندیده.
    ۲- مال‌های نو. ج. طریفه.

      طرب شکار

      (~. ش یا شَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن چه که ایجاد شادی کند.

        طربال

        (طِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- مناره بلند ساخته بر کوه.
        ۲- هر بنای مرتفع.
        ۳- صومعه.

          طرجهاله

          (طَ جَ لِ) [ ع. طرجهاره ] (اِ.)
          ۱- پیاله کوچک.
          ۲- قیف.

            طرح

            (طَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) انداختن، دور کردن، افکندن.
            ۲- پیشنهاد کردن.
            ۳- نقاشی کردن.
            ۴- طرح اولیه چیزی را برداشتن.
            ۵- فروختن جنسی به زور به رعایا.
            ۶- گستردن، پهن کردن.
            ۷- (مص ل.) کناره گرفتن از کاری.
            ۸- (اِمص.) بیرون اندازی.
            ۹- (اِ.) نقاشی.
            ۱۰ – صورت، پیکر.

              Scroll to Top