طمس
(طَ مْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) ناپدید کردن.
۲- هلاک کردن.
۳- (مص ل.) محو شدن.
(طَ) [ ع. ] (اِ.) برد سپید که مشاهد مشرفه را بدان میپوشانیدند و از آن لباس فاخر میکردند و نیز کفن مرده میساختند.
(طِ یا طَ) [ ع. ] (اِ.) ریسمان، رسن، رشته کلفت. ؛ با ~ (پوسیده) کسی توی چاه رفتن کنایه از: فریب کسی را خوردن و به اعتماد او دست به کاری زدن.