عشقه

(عَ شَ قِ) [ ع. ] (اِ.) گیاهی است بالا – رونده با برگ‌های درشت و ساقه‌های نازک. میوه عشقه دارای اثر مسهلی است ولی خالی از سمیت نیست.

    عشوا

    (عَ) [ ع. عشواء ] (ص.) مؤنث اعشی.
    ۱- شب کور.
    ۲- ماده شتری که جلوی خود را نبیند.

      عشوه

      (عِ وِ) [ ع. عشوه ] (اِ.)
      ۱- کار پوشیده و پنهان.
      ۲- ناز، کرشمه.

        عشیر

        (عَ) [ ع. ] (ص. اِ.)۱ – خویش.
        ۲- دوست، معاشر.
        ۳- شوی زن. ج. عشراء.

          عشیره

          (عَ رِ) [ ع. عَشیرَه ] (اِ.) قبیله، خویشان و نزدیکان.

            Scroll to Top