غار

[ ع. ] (اِ.) شکاف، شکاف در کوه یا زمین.

    غار

    [ ع. ] (اِ.) درختچه‌ای است از تیره گل سرخیان و از دسته بادامی‌ها که منشأ آن را نواحی غربی آسیا (قفقازیه و ایران) ذکر کرده‌اند ولی امروزه این گیاه را یا به جهت استفاده‌های دارویی آن یا به جهت زینت در غالب نقاط دنیا می‌کارند. برگ‌هایش متناوب، ساده، بی کرک، شفاف و دندانه دار با فاصله زیاد و دارای دم برگ کوتاه است. درازی برگ آن بین ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر و پهنایش ۴ تا ۸ سانتیمتر است. میوه اش شفت و سیاه رنگ و دارای یک دانه و به ندرت دو دانه‌است. از برگ غار در پزشکی آب مقطر لوریه سریز تهیه می‌کنند که به مصارف دارویی می‌رسد؛ برگ بو، غار گیلاس، غار شیخی، غار کرزی نیز نامیده می‌شود.

      غارب

      (رِ) [ ع. ]
      ۱- (اِفا.) غروب کننده.
      ۲- (اِ.) کوهان شتر.

        غارت

        (رَ) [ ع. غاره ] (اِ.) چپاول کردن، به تاراج بردن.

          غارتگر

          (~. گَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)
          ۱- کسی که مال مردم را به تاراج برد.
          ۲- راهزن، دزد.

            غارج

            (رِ) (اِ.) شرابی که به وقت صبح نوشند.

              غارغارک

              (رَ) (اِمر.) آن چه سر و صدای زیاد و مزاحم داشته باشد (مانند بلندگو، رادیو، هواپیمای پر سر و صدا).

                غاز

                (اِ.)
                ۱- چاک، شکاف.
                ۲- پنبه، وصله.
                ۳- پنبه حلاجی شده.

                  Scroll to Top