غانیه

(یِ) [ ع. غانیه ] (ص.) مؤنث غانی
۱- زنی زیبا که نیاز به آرایش نداشته باشد.
۲- زن پاکدامن شوهردار.

    غاوش

    (وَ یا وُ)
    ۱- خیاری که برای تخم بگذارند تا بزرگ شود.
    ۲- خوشه انگور رسیده که برای تخم نگه دارند. غاوشو و غاش نیز گویند.

      غایات

      [ ع. ] (اِ.) جِ غایت. پایان، نهایت‌ها.

        غایب

        (یِ) [ ع. غائب ] (اِفا.)
        ۱- کسی که حضور نداشته باشد.۲ – پنهان.
        ۳- سوم شخص.

          غایب باز

          (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) شطرنج باز حرفه‌ای که از راه دور و به واسطه دیگری مهره‌ها را حرکت دهد و حریف را مات کند.

            Scroll to Top