غانی
[ ع. ] (ص.)
۱- بی نیاز.
۲- توانگر.
(یِ) [ ع. غانیه ] (ص.) مؤنث غانی
۱- زنی زیبا که نیاز به آرایش نداشته باشد.
۲- زن پاکدامن شوهردار.
(وَ یا وُ)
۱- خیاری که برای تخم بگذارند تا بزرگ شود.
۲- خوشه انگور رسیده که برای تخم نگه دارند. غاوشو و غاش نیز گویند.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) شطرنج باز حرفهای که از راه دور و به واسطه دیگری مهرهها را حرکت دهد و حریف را مات کند.