غدیر
(غَ) [ ع. ] (اِ.) آبگیر، تالاب.
(غِ) (ص.) (عا.) = قر: جنباندن جز یا تمام بدن از روی ناز ؛ ~ و غربیله ناز و ادا و اطوار. ؛ ~ و غمزه جنبانیدن جز یا تمام بدن از روی ناز و توأم با اشاره چشم و ابرو. ؛ ~و فر الف – آرایش و زینت. ب – غر و غمزه.
(~.) (ص.)
۱- شخصی که خصیه اش بزرگ شد.
۲- برآمدگی در اعضا.
۳- جمع کردن باد در دهان برای آن که با قبضه بسته بر آن زنند تا صدا کند.