غرفج

(غُ فَ) (اِ.) = گرفج: هر هیزمی که زود آتش در آن افتد.

    غرفه

    (غُ فِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بالاخانه، بام.
    ۲- اتاق یا قسمتی مجزا از یک سالن.

      غرق

      (غَ رْ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- در آب فرو رفتن، خفه شدن.
      ۲- کنایه از: محو چیزی شدن، بی نهایت جذب چیزی شدن.

        غرقاب

        (غَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) جای غرق شدن، جای عمیق در آب. مق. پایاب.

          غرقه

          (غَ قِ) (ص.) در آب فرو رفته، غرق شده.

            غرقی

            (غَ) (اِ.)
            ۱- زحمتی که در نگاهداری خرمن از آفت سیل متحمل شوند.
            ۲- در اصطلاح لوطیان: دخول.

              غرگی

              (غَ رَ) [ ع – فا. ] (حامص.) = غره:
              ۱- فریفتگی.
              ۲- مغروری، خودبینی، تکبر.

                غرم

                (غُ) (اِ.)
                ۱- میش کوهی.
                ۲- قوچ جنگی.

                  Scroll to Top