غرض

(غَ رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) مشتاق شدن.
۲- (اِمص.) آ رزومندی.
۳- (اِ.) هدف، نشانه تیر.
۴- هدف، مقصود.
۵- اراده، قصد.
۶- دشمنی، قصد بد.

    غرض ورزی

    (~. وَ) [ ع – فا. ] (حامص.) به کارگیری نیت‌های کینه جویانه، دوری از انصاف و بی طرفی.

      غرغر

      (غَ غَ) (اِ.) گلو، ابتدای گلو از طرف دهان.

        غرغره

        (غَ غَ رِ)(اِ.) = قرقره:چرخی که ریسمان دور آن پیچیده می‌شود برای بالا کشیدن چیزی.

          غرغره

          (~.) [ ع. ] (مص ل.) آب یا مایع شستشو دهنده دهان را در گلو گردانیدن.

            غرغرو

            (غُ غُ) (ص فا.) (عا.) آن که برای اظهار ناخشنودی بسیار غرغر کند.

              Scroll to Top