غلات

(غَ لّ) [ ع. ] (اِ.) جِ غله ؛ دسته‌ای از گیاهان تیره گندمیان که دانه‌های برخی از آن‌ها را آرد کنند.

    غلاف

    (غِ یا غَ) [ ع. ] (اِ.) پوشش، پوششی برای اشیایی مانند کتاب، شمشیر و…

      غلاف کردن

      (~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
      ۱- در غلاف گذاشتن.
      ۲- در درگیری و جدال از حریف ترسیدن و کوتاه آمدن.

        غلاله

        (غَ لَ یا لِ) [ ع. غلاله ] (اِ.) لباس زیر، آن چه که زیر لباس پوشند.

          غلام

          (غُ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- پسر، پسری که ریش در نیاورده باشد.
          ۲- بنده، اجیر، نوکر.

            غلام بچه

            (~. بَ چِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پسر نابالغ که در خانه بزرگان و شاهان قاجار خدمت می‌کردند، خانه شاگرد.

              غلام گردش

              (~. گَ دِ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
              ۱- اتاقی که میان دو اتاق دیگر واقع باشد و به هر دو راه داشته باشد.
              ۲- ایوان و عمارت.
              ۳- دیوارپست حایل میان حرمسرا و دیوانخانه.

                Scroll to Top