غلتاق
(غَ) (اِ.) = غلطاق: چوب بندی زین. ؛ کهنه ~ زن پیر بدسابقه.
(غَ لْ تَ)
۱- (اِ.) سنگی به شکل استوانه که آن را روی بامهای کاهگلی میغلتاندند تا کاهگل سفت شود.
۲- (ص.) مردی که آلت دست زنش باشد.
(غَ تَ) (اِ.)
۱- سنگی استوانهای شکل که روی بامهای کاهگلی میغلتانند تا کاهگل سفت و محکم شود، بام غلتان.
۲- وسیلهای برای تسطیح جاده و هموار ساختن آسفالت تازه خیابانها.
۳- چوبی گرد و میان سوراخ که آن را پایه ارابه کنند. ؛روی ~ افتادن کنایه از: پیشرفت کار سریع تر و آسان تر شدن.