غلچه

(غَ چَ یا چِ) (ص.)۱ – روستایی.
۲- اوباش.

    غلس

    (غَ لَ) [ ع. ] (اِ.) ظلمت پایان شب چون با سپیدی درآمی‌زد، شبگیر.

      غلط

      (غَ لَ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) اشتباه کردن.
      ۲- (ص.) نادرست.
      ۳- (اِ.) خطا.
      ۴- فضولی، تجاوز. ؛ چه ~ها (کن.) چه فضولی‌ها. ؛ ~ چاپی غلطی که در چاپ به وسیله حروفچین یا مصحح روی دهد. ؛ ~ مشهور (مصطلح) کلمه‌ای که از لحاظ لغت و دستور زبان غلط ولی بسیار رایج و متداول است.

        غلط انداز

        (~. اَ) [ ع – فا. ]
        ۱- (ص فا.) آن چه که دیگران را به اشتباه بیندازد، دارای ظاهر آراسته و پرهیمنه ولی توخالی.
        ۲- (ص مف.) تیری که به نشانه نرسد.

          غلط غلوط

          (~. غُ) [ ازع. ] (عا.)
          ۱- (ص مر.) پر غلط، بسیار غلط.
          ۲- (ق مر.) با غلط بسیار.

            غلط نامه

            (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) فهرست غلط‌های کتاب یا رساله چاپ شده که معمولاً در آخر کتاب افزایند، جدول خطا و صواب.

              Scroll to Top