غنچه خسب

(~. خُ) (ص فا.) کسی که به سبب سرما و نبودن روانداز دست و پای خود را جمع کرده بخوابد.

    غند

    (غُ نْ) (ص.) هر چیز پیچیده و گلوله شده.

      غنده

      (~.)
      ۱- (ص.) هرچیز پیچیده و گلوله شده.
      ۲- (اِ.) پنبه گلوله کرده.
      ۳- عنکبوت.

        غنگ

        (غَ) (اِ.)
        ۱- هاون چوبین یا سنگین.
        ۲- آواز بلند. ؛خر ~خر عصاری.

          غنم

          (غَ نَ) [ ع. ] (اِ.) گله گوسفند. ج. اغنام.

            Scroll to Top