غنیمت

(غَ مَ) [ ع. غنیمه ] (اِ.) هر آن چه که در ج نگ از حریف شکست خورده به دست آید.
۲- در فارسی هر مالی که بدون زحمت به دست آمده باشد.

    غنیه

    (غَ یَ یا یِ) [ ع. غنیه. ]
    ۱- (مص ل.) بی نیاز شدن، توانگر شدن.
    ۲- (اِمص.) بی نیازی، توانگری.
    ۳- (اِ.) چاره.
    ۴- (ص.) دارای جمال یا مال فراوان.

      غو

      (غَ) (اِ.) = قو: قسمی قارچ خشک کرده که در آن از چخماق آتش افکنند و زود درگیرد.

        غو

        (غَ) (اِ.) بانگ، فریاد.

          غواص

          (غَ وّ) [ ع. ] (ص.) کسی که برای به دست آوردن مروارید، مرجان و مانند آن به زیر دریا می‌رود.

            Scroll to Top