اسپردن
(اِ پُ دَ) (مص م.) سپردن، سفارش کردن.
(اِ پِ رِ) (اِ.) گیاهیست از دسته پروانه – پرها با ساقههای نازک و برگهایی که از سه برگچه تشکیل میشود. برای خوراک دام از آن استفاده میکنند.
(اَ پَ) (اِمر.)= اسپ ریس. اسب ریس: واحد اندازه گیری مسافت در ایران باستان و آن مسافتی بود که شخص رشید (یعنی کسی که به حد رشد رسیده باشد) در مدت دو دقیقه میتوانست بپیماید. (این مقدار را برحسب تجربه معین کرده بودند که از هنگام پیدا شدن اولین شعاع خورشید تا نمایان شدن قرص تمام آن برای پیمودن چنین مسافتی لازم است.) بعضی آن را معادل ۱۴۷ متر و برخی ۱۸۵ متر دانستهاند ولی طبق نوشتههای هرودتس و گزنفون و اراتستنس مقیاس مذکور را باید از ۱۵۰ تا ۱۸۹ متر دانست. سی اسپرسا معادل یک پرثنها (= فرسنگ) بود.
(اِ پَ رَ) (اِ.) گیاهی است با برگهای باریک و دراز و گل خوشهای زرد، در گل و برگ آن ماده زرد رنگی وجود دارد که در رنگرزی بکار میبرند. اسفرک، سپرک، زریر نیز گویند.
(اِ پَ رَ) (اِمر.) آبی که پارهای داروها را در آن جوشانند و بدن بیماران را بدان شویند؛ حمام دوایی، نطول، بخت گاو نیز گویند.