فاجعه

(ج عَ یا ع) [ ع. فاجعه ] (اِ.) بلای سخت، حادثه ناگوار؛ ج. فواجع.

    فاجه

    (ج) (اِ.) فاژ، فاژه ؛ خمیازه، دهان دره.

      فاحش

      (ح) [ ع. ] (ص.)
      ۱- زشت، قبیح.
      ۲- بسیار، زیاد، آن چه از حد بگذرد.

        فاحشه

        (ح شَ یا ش) [ ع. فاحشه ]
        ۱- (ص.) زن بدکاره، روسپی.
        ۲- (اِ.) کار بسیار زشت. ج. فواحش.

          فاحشه خانه

          (~. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) خانه‌ای که در آن زنان فاحشه با مردان هماغوشی می‌کنند، روسپی خانه، جنده خانه.

            Scroll to Top