فانه

(نِ) (اِ.)
۱- تکه چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن می‌گذارند.
۲- چوبی که پشت در می‌انداختند تا باز نشود.
۳- شمع ؛ چوبی که آن را بین دیوار و زمین مایل می‌کنند تا دیوار فرو نریزد.

    فانوس

    [ یو. ] (اِ.) چراغی که برای روشن کردن مسافت زیادی بر بالای منار و جز آن نصب کنند.

      فانوس دریایی

      (س دَ) (اِمر.) چراغ دریایی، چراغی که بالای برج در بندرگاه نصب می‌کنند برای هدایت کشتی‌ها در شب.

        فانوسقه

        (ق) [ روس. ] (اِ.) = فانسقه. فانسخه: کمربند یا حمایل چرمی که در خانه‌های آن فشنگ جا می‌دهند.

          فانی

          [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- نابود شونده، نیست شونده.
          ۲- ناپایدار، بی ثبات.

            فانید

            (اِ.) = فانیذ. پانیذ. پانید. :
            ۱- شکر سرخ یا زرد.
            ۲- قند سفید.

              فایبرگلاس

              (بِ گِ) [ انگ. ] (اِ.) ماده‌ای مرکب از الیاف شیشه و رزین‌های پلیمری که در ساختن اشیاء مختلف از آن استفاده می‌شود، فیبر شیشه.

                فایت

                (یِ) [ ع. فائت ] (ص.) از میان رفته، نیست شده.

                  Scroll to Top