فانه
(نِ) (اِ.)
۱- تکه چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن میگذارند.
۲- چوبی که پشت در میانداختند تا باز نشود.
۳- شمع ؛ چوبی که آن را بین دیوار و زمین مایل میکنند تا دیوار فرو نریزد.
(نِ) (اِ.)
۱- تکه چوبی که برای شکافتن چوب دیگر لای آن میگذارند.
۲- چوبی که پشت در میانداختند تا باز نشود.
۳- شمع ؛ چوبی که آن را بین دیوار و زمین مایل میکنند تا دیوار فرو نریزد.
(س دَ) (اِمر.) چراغ دریایی، چراغی که بالای برج در بندرگاه نصب میکنند برای هدایت کشتیها در شب.
(ق) [ روس. ] (اِ.) = فانسقه. فانسخه: کمربند یا حمایل چرمی که در خانههای آن فشنگ جا میدهند.
(بِ گِ) [ انگ. ] (اِ.) مادهای مرکب از الیاف شیشه و رزینهای پلیمری که در ساختن اشیاء مختلف از آن استفاده میشود، فیبر شیشه.