فالکباز
(لَ) (ص فا.) فالگیر.
(دَ) (مص ل.)
۱- در شب چهارشنبه سوری سر چهارراه ایستادن و به حرفهای عابران گوش دادن و با تعبیر آن حوادث آینده را پیش گویی کردن.
۲- دزدیده گوش دادن به گفت و گوهای دیگران.
(مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کتابی که در آن دستورات و آداب فال گرفتن نوشته شدهاست. فالوده (دِ) (اِ.) نک پالوده. ؛با شاه ~نخوردن کنایه از: خود را بالاتر از دیگران دانستن و به آنها اعتنایی نکردن.