فراش

(فَ رّ) [ ع. ] (ص.)
۱- گسترنده فرش.
۲- در فارسی به معنی پیشخدمت، خدمتکار.

    فراش

    (فِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- بستر، رختخواب، هر چیز گستردنی.
    ۲- همسر. ؛ تجدید ~کردن دوباره زن گرفتن، زن دیگر خواستن.

      فراشه

      (فَ شَ یا ش) [ ع. فراشه ] (اِ.) پروانه.

        فراص

        (فِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- درشت.
        ۲- سخت سرخ رنگ.
        ۳- جامه.

          Scroll to Top