فرغول

(فَ) (اِ.) = فرغل:
۱- تأخیر، درنگ.
۲- اهمال، غفلت.

    فرغیش

    (فَ رْ) (ص.)
    ۱- کهنه، فرسوده.
    ۲- جامه کهنه، پوستین کهنه.

      فرفته

      (فَ رِ تِ) (ص مف.) فریفته و فریب خورده.

        فرفره

        (فِ فِ رِ)(اِ.)هر چیز سبک و پردار که توسط باد دور خود بچرخد، بادفر و فرفروک نیز گفته‌اند.

          فرق

          (فَ رْ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) جدا کردن.
          ۲- از هم جدا کردن و امتیاز نهادن.
          ۳- (اِ مص.) جدایی.
          ۴- امتیاز، تفاوت.

            فرق

            (~.) [ ع. ] (اِ.) میان سر، تارک.

              Scroll to Top