فرو نشاندن
(فُ. نِ دَ) (مص م.)
۱- پایین آوردن.
۲- ته نشین کردن.
۳- کم کردن از شدت چیزی.
۴- خاموش کردن.
۵- آرام کردن، تسکین دادن.
(فُ. نِ دَ) (مص م.)
۱- پایین آوردن.
۲- ته نشین کردن.
۳- کم کردن از شدت چیزی.
۴- خاموش کردن.
۵- آرام کردن، تسکین دادن.
(~. نِ شَ تَ) (مص ل.)
۱- پایین نشستن.
۲- ته نشین شدن.
۳- از شدت چیزی کم شدن.
۴- خاموش شدن.
۵- آرام شدن، تسکین یافتن.
(~. نَ دَ) (مص مر.)
۱- پایین نهادن.
۲- پایین آوردن.
۳- برکنار کردن.
۴- جای دادن، قرار دادن.
۵- اختصاص دادن.