فرو نشاندن

(فُ. نِ دَ) (مص م.)
۱- پایین آوردن.
۲- ته نشین کردن.
۳- کم کردن از شدت چیزی.
۴- خاموش کردن.
۵- آرام کردن، تسکین دادن.

    فرو نشستن

    (~. نِ شَ تَ) (مص ل.)
    ۱- پایین نشستن.
    ۲- ته نشین شدن.
    ۳- از شدت چیزی کم شدن.
    ۴- خاموش شدن.
    ۵- آرام شدن، تسکین یافتن.

      فرو نهادن

      (~. نَ دَ) (مص مر.)
      ۱- پایین نهادن.
      ۲- پایین آوردن.
      ۳- برکنار کردن.
      ۴- جای دادن، قرار دادن.
      ۵- اختصاص دادن.

        فروار

        (فَ) (اِ.) = پروار. فروال: بالاخانه، خانه تابستانی.

          Scroll to Top