فریفته

(فِ یا فَ تِ) (ص مف.)
۱- فریب خورده، گول خورده.
۲- شیفته.

    فریق

    (فَ) [ ع. ] (اِ.) گروه، گروه مردم.

      فریقه

      (فَ قَ یا ق) [ ع. فریقه ] (اِ.)
      ۱- عده‌ای از گوسفندان متفرق و پریشان شده به شب از گله خود.
      ۲- نوعی طعام که از دانه شنبلید یا خرما یا دیگر دانه‌ها پزند.
      ۳- شنبلیله.

        فریقین

        (فَ قَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه فریق.
        ۱- دو گروه.
        ۲- کنایه از: شیعه و سنی.
        ۳- جن و انس.

          فریکاسه

          (فِ س) [ فر. ] (اِ.) گوشتی که به قطعات بریده و در سسس پخته شده باشد و آن شامل انواع مختلف است.

            فریم

            (فِ رِ) [ انگ. ] (اِ.)
            ۱- دسته‌ای از بیت‌ها و بایت‌ها که برای انتقال در قالبی مشخص جمع شوند، قابک. (فره).
            ۲- قاب عینک.
            ۳- هر قطعه از تصاویر فیلم یا اسلاید.

              فریه

              (فِ رْ یَ) [ ع. ] (اِ.) دروغ، بهتان.

                Scroll to Top