فونتیک

(فُ نِ) [ فر. ] (ص.) علمی که به مطالعه اصوات، ترکیب آن‌ها و تلفظ‌های یک زبان می‌پردازد.

    فونداسیون

    (فُ) [ فر. ] (اِ.) مجموعه مصالحی که در پی سازی ساختمان به کار رفته‌است، شالوده، پی سازی.

      فونوگراف

      (فُ نُ گِ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی که اصوات را نخست ضبط و سپس بازگو می‌کند؛ دستگاه ضبط صوت.

        فوه

        (فَ وَ) (اِ.) ورق طلا و نقره و مانند آن که در زیر نگین گذارند تا به صفا و رنگ آن بیفزاید.

          فوهات

          (فُ وَّ) [ ع. ] (اِ.) ج. فُوُهه.
          ۱- دهانه کوه، راه، رودخانه.
          ۲- شورش، غوغا.

            فوویسم

            [ فر. ] (اِ.) مکتب گروهی از نقاشان فرانسوی که در آثار خود دورگیری‌های زمخت و رنگ‌های تند و نامتعارف و شکل‌های ساده شده به کار می‌بردند و از سه بُعد نمایی و سایه روشن کاری پرهیز می‌جستند.

              فی

              (فَ یْ) [ ع. فی ء ] (اِ.)
              ۱- سایه.
              ۲- غنیمت.
              ۳- دسته‌ای از پرندگان.

                فی

                (اِ.) نرخ، قیمت بازاری.

                  Scroll to Top