فی الجمله

(فِ لْ جُ مْ لِ) [ ع. ] (ق.) خلاصه، خلاصه کلام، اصل کلام.

    فیاض

    (فَ یّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- بسیار فیض – دهنده، بسیار بخشنده.
    ۲- جوانمرد.
    ۳- جوی پر آب.

      فیال

      (اِ.) تیری که پیکان آن دو شاخ باشد.

        فیبر

        [ فر. ] (اِ.)
        ۱- نوعی مقوای ضخیم که به جای تخته نازک در کارهای نجاری به کار رود.
        ۲- نسج، الیاف (فره).

          فیبرین

          [ فر. ] (اِ.) ماده آلبومینوئیدی مستخرج از خون که به شکل الیاف کش – داری در حالت مرطوب می‌باشد و در حالت خشک سخت و شکننده‌است. باید دانست که فیبرین در خون جاری وجود ندارد و فقط به هنگام انعقاد خون تولید می‌شود.

            Scroll to Top