قابلق

(لُ) [ تر. ] (اِ.) کیسه یا جعبه کوچک زرین مرصع به شکل قایق که در آن دستمال، عطر و ادویه مقوی می‌گذاشتند.

    قابله

    (بِ لَ یا لِ) [ ع. قابله ] (اِفا.)
    ۱- پذیرنده.
    ۲- زن شایسته.
    ۳- ماما.

      قابلیت

      (بِ یَّ) (مص جع.)
      ۱- شایستگی.
      ۲- استعداد.
      ۳- استعداد قبول، منفعل شدن، انفعال. مق فاعلیت.
      ۴- امکان.
      ۵- هنر.
      ۶- معرفت.
      ۷- کفایت.

        قاپ

        (اِ.) = قاب: استخوانی کوچک در پاچه گوسفند که با آن نوعی قمار کنند. ؛ ~ ~کسی را دزدیدن آن کس را فریفتن.

          قاپی

          [ تر. ] (اِ.) = قاپو. قپو: دروازه، در بزرگ.

            Scroll to Top