قال

[ ع. ] (اِ.)
۱- گفتار، سخن.
۲- (مص ل.) گفتن. ؛ ~قول هیاهو، قال و قیل. ؛ ~ و قیل هیاهو، سرو صدا. ؛ ~مقال گفتگو، همهمه. ؛ ~ چیزی را کندن کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن. ؛ ~گذاشتن بیهوده منتظر گذاشتن.

    قالب

    (لِ) [ معر. ] (اِ.)
    ۱- پیکر، هیکل.
    ۲- شکل، هیئت.
    ۳- آلتی که جسمی شکل پذیر را در داخل یا خارج آن نهاده به صورت آن آلت درآورند، قالب کفش.
    ۴- واحدی برای قطعات بریده معین ؛ قالب پنیر.
    ۵- جزو، رکن (علم عروض). ؛ ~تهی کردن الف – بی نهایت ترسیدن. ب – کنایه از: مردن. ؛~کردن گول زدن خریدار و فروختن جنس نامرغوب به او.

      قالب زنی

      (~. زَ) (حامص.)
      ۱- در قالب آوردن چیزی را.
      ۲- دروغ گویی، جعل.
      ۳- مهر کردن پارچه.

        قالپاق

        [ تر. ] (اِ.)
        ۱- کاسه‌ای فلزی که در وسط چرخ اتومبیل روی مهره‌ها وصل می‌شود.
        ۲- کلاه ترکان از پوست که پشم آن را باز نکرده باشند.

          قالتاق

          [ تر. ]
          ۱- (اِ.) زین اسب.
          ۲- (ص.) آدم هفت خط و شارلاتان.

            قالوس

            (اِ.) نام نوایی از موسیقی قدیم ایران.

              قامت

              (مَ) [ ع. قامه ] (اِ.) قد، اندام، تنه آدمی. ج. قامات.

                Scroll to Top