قافله زن
(~. زَ) [ ع – فا. ] (ص فا.)راهزن، دزد.
(فِ یَ یا یِ) [ ع. قافیه ]
۱- (اِفا.) از پی رونده.
۲- (اِ.) حرف یا کلمه آخر بیت در شعر. ؛ ~را باختن کنایه از: مغلوب شدن، فرصت را از دست دادن. ؛ ~به کسی تنگ شدن کنایه از: به زحمت و دردسر افتادن.
[ تر. ]
۱- (اِ.) گوشت خشک کرده که آن را بریان کرده خورند، قدید.
۲- میوه خشک که هسته آن را درآورده بخشکانند.
۳- (ص.) خشک.
۴- اسبی که در مسابقه عقب میماند.
(شُ دَ) [ تر – فا. ] (مص ل.)
۱- عقب افتادن اسب در مسابقه.
۲- باختن در بازی.
۳- به خطا رفتن تیر.