قرابه

(قَ رَّ بِ) [ ع. ] (اِ.) شیشه شراب، صراحی.

    قراثا

    (قَ) [ ع – فا. ] (اِ.) بهترین قسم خرما است.

      قراح

      (قَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- آب صاف پاکیزه که چیزی با وی نیامیخته باشد.
      ۲- زمین بی آب و گیاه.

        قرار

        (قَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) پابرجا شدن، آرام گرفتن.
        ۲- (اِمص.) پایداری، استواری.
        ۳- (اِ.) صبر، شکیبایی.
        ۴- عهد، پیمان.
        ۵- حکم موقت.

          قراسنقر

          (قُ سُ قُ) [ تر. ] (اِمر.) یکی از گونه‌های سنقر که سیاه رنگ است کنایه از:
          ۱- شب، لیل.
          ۲- غلام ترک.

            قراسوران

            (قَ) [ تر. ] (اِ.) = قره سوران. قراسورن: سرهنگ محافظان قافله، آن که به سرکردگی گروهی از جانب پادشاه در راه‌ها نشیند تا قوافل را از منازل مخوف به سلامت بگذراند، امنیه.

              Scroll to Top