آپاندیسیت
[ فر. ] (اِ.) = آپاندیس: ورم ضمیمه روده کور که بسیار دردناک و گاه کشندهاست، آویزه آماس. (فره).
[ فر. ] (اِ.) = آپاندیس: ورم ضمیمه روده کور که بسیار دردناک و گاه کشندهاست، آویزه آماس. (فره).
(تْ رُ) [ فر. ] (اِ.) شبه قلیایی است سمی که از مهرگیاه گرفته میشود و در پزشکی و کحالی استعمال میگردد.
(تَ یا تِ) [ په. ] (اِ.) شعله و حرارتی که از سوختن اشیاء حاصل شود، آذر، آتیش. ؛آب در ~داشتن یا بودن کنایه از: کم شوق بودن. ؛ ~ کسی تند بودن کنایه از: سخت متعصب و پرشور بودن. ؛ ~ زیر خاکستر کنایه از: فتنه و آشوب پنهانی.
(~. اَ) (ص فا.)
۱- کسی که در جشنها مردم را سرگرم کرده، آتش روشن میکند و شعله آن را در دهان خود فرو میبرد و بیرون میآرد، و از مردم پول میگیرد.
۲- فتنه انگیز.
۳- چیزی که با آن آتش روشن کنند، آتشگیره.