استسعاد

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) نیکبختی خواستن.
۲- مبارک شمردن.
۳- یاری خواستن.
۴- (مص ل.) نیکبخت شدن.

    استسقاء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) طلب آب یا باران کردن.
    ۲- (اِ.) نوعی بیماری که بیمار عطش زیاد دارد و آب بسیار می‌خواهد.

      استشاره

      (اِ تِ رِ) [ ع. استشاره ]
      ۱- (مص م.) نظر دیگری را خواستن، مشورت کردن.
      ۲- (اِمص.) رایزنی، مشورت. ج. استشارات.

        استشهاد

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- شهادت طلبیدن، شاهد خواستن.
        ۲- شاهد آوردن.
        ۳- گفته‌های کسی را به عنوان شاهدذکر کردن.
        ۴- شاهد خواستن برای اثبات دعوی.

          پیمایش به بالا