قند
(قَ) (اِ.) معرب کند؛ جسم جامد سفید رنگ و شیرین حاصل از شیره چغندر قند یا شکر که به آسانی در آب حل میشود. مجازاً: هر چیز بسیار شیرین. ؛ ~توی دل کسی آب شدن کنایه از: بسیار خشنود و خوشحال شدن.
(قَ) (اِ.) معرب کند؛ جسم جامد سفید رنگ و شیرین حاصل از شیره چغندر قند یا شکر که به آسانی در آب حل میشود. مجازاً: هر چیز بسیار شیرین. ؛ ~توی دل کسی آب شدن کنایه از: بسیار خشنود و خوشحال شدن.
(قَ دَ) (اِ.) شیرابه مترشح از ساقه شنگ را گویند که بر اثر قطع ساقه گیاه ترشح میشود و در برابر هوا انجماد پیدا میکند و در دهها زنان و دختران مانند سقز آن را میجوند، قندرون.
(قَ. شِ کَ) [ معر – فا. ] (ص فا. اِمر.)
۱- ابزاری به صورت تیشه کوچک یا گازانبر با لبههای تیز برای شکستن قند.
۲- ابزاری بیشتر چکش مانند که با آن قند را به تکههای کوچک تقسیم میکنند.