قهر

و تهر (~ُ تَ) (ص.) (عا.) قهر توأم با خشم و اعتراض.

    قهر

    (قَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.)عذاب کردن، تنبیه ک ردن.
    ۲- (اِمص.) ظلم و زور.
    ۳- توانایی، چیرگی.

      قهر کردن

      (قَ. کَ دَ) [ ع – فا. ]
      ۱- (مص م.) مغلوب کردن، چیره شدن.
      ۲- (عا.) با کسی ترک معاشرت و گفتگو کردن.

        قهراً

        (قَ رَ) [ ع. ] (ق.) از روی قهر، از روی اجبار.

          قهرمان

          (قَ رَ)(ص.)۱ – پهلوان، دلاور.
          ۲- رییس، سالار.

            قهقرا

            (قَ قَ) [ ع. قهقری ] (اِ.) به عقب برگشتن، بازگشتن.

              Scroll to Top