قیامت

(مَ) [ ع. قیامه ] (اِ.)
۱- روز رستاخیز.
۲- آشوب و فتنه.

    قیتول

    [ تر – مغ. ] (اِ.)
    ۱- محلی برای استراحت اردو.
    ۲- لشگرگاه، اردو.

      قیچک

      (چَ) (اِ.) = غیچک. غچک. غجک. غژک: نوعی کمانچه، یکی از آلات موسیقی که کاسه کوچک و دسته بلند دارد و با آرشه نواخته می‌شود.

        قیچی

        (قِ) [ تر. ] (اِ.) ابزاری که به وسیله آن پارچه، کاغذ و اشیاء دیگر را می‌برند و دارای دو شاخه برنده‌است که از وسط به یکدیگر وصل شده‌اند، مقراض.

          قیح

          (قَ یا قِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- زردآب.
          ۲- ریم (چرک) بی آمیزش.
          ۳- خون ریم، چرک، پلشت.

            قید

            (ق) [ ع. ]
            ۱- (اِ.) بند زنجیر. ج. اقیاد، قیود.
            ۲- شرط، عهد، پیمان.
            ۳- کلمه‌ای است که غیر از اسم کلمات دیگری مانند فعل و صفت، را به زمان، مکان یا حالت خاصی مقید سازد.

              Scroll to Top