استعفاء

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) تقاضای معافیت از انجام کار. ؛~ نامه نامه‌ای که تقاضای کناره گیری از شغل یا کار در آن نوشته شده‌است.

    استعلاء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) برتری جستن.
    ۲- بزرگوار شدن.
    ۳- (اِمص.) بلندی، رفعت.

      استعمار

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) آبادانی خواستن.
      ۲- (اِمص.) آباد کردن کشور به ظاهر و غارت و چپاول آن در نهان.

        استغاثه

        (اِ تِ ثِ) [ ع. استغاثه ]
        ۱- (مص م.) دادخواهی کردن، یاری طلبیدن.
        ۲- (اِمص.) دادخواهی.
        ۳- زاری، تضرع.

          استغراب

          (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) غریب شمردن، عجیب دانستن چیزی را، به شگفت آمدن از امری.

            استغراق

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) همه را فرا – گرفتن.
            ۲- (مص ل.) غرق شدن.
            ۳- سخت سرگرم کاری شدن.

              پیمایش به بالا