کارمند

(مَ) (ص مر. اِمر.)
۱- آن که کاری دارد.
۲- کسی که در اداره یا مؤسسه‌ای به کار مشغول است، عضو.
۳- کارآمد، لایق.

    کارنامه

    (مِ) [ په. ] (اِمر.)
    ۱- ورقه‌ای که در آن نتایج آزمون‌های تحصیلی نوشته شده‌است.
    ۲- شرح حال، سرگذشت.

      کارناوال

      [ فر. ] (اِ.) کاروان شادی، کاروانی که در ایام معینی از سال با لباس‌های مضحک برای تفریح و سرگرمی به راه می‌افتند.

        کارنده

        (رَ دِ یا دَ) (ص فا.)
        ۱- کار کننده، عمل – کننده.
        ۲- کشت کننده، زارع.

          کارنگ

          (رَ) (ص فا.)
          ۱- زبان آور، چرب زبان.
          ۲- صاحب طرب.

            کاره

            (~.)
            ۱- (ص نسب.) مستعد، لایق کار.
            ۲- (عا.) صاحب شغل و مقام.

              Scroll to Top