کارگشا
(گُ) (ص فا.) مشکل گشا، چاره جو.
(مَ) (ص مر. اِمر.)
۱- آن که کاری دارد.
۲- کسی که در اداره یا مؤسسهای به کار مشغول است، عضو.
۳- کارآمد، لایق.
(مِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- ورقهای که در آن نتایج آزمونهای تحصیلی نوشته شدهاست.
۲- شرح حال، سرگذشت.
[ فر. ] (اِ.) کاروان شادی، کاروانی که در ایام معینی از سال با لباسهای مضحک برای تفریح و سرگرمی به راه میافتند.