کاره

(رِ) (اِ.) پشتواره، بسته کوچک از هیزم و علف.

    کارواش

    [ انگ. ] (اِ.) کارگاهی که در آن اتومبیل‌ها را می‌شویند، خودروشویی (فره).

      کاروانسرا

      (سَ) (اِمر.) جایی در داخل شهر یا میان راه‌ها که کاروان‌ها در آنجا اقامت می‌کردند.

        کاروانک

        (نَ) [ معر. ] (اِ.) مرغی است شبیه به مرغابی دارای منقاری دراز و بیشتر در کنار آب می‌نشیند، کروان.

          کارورز

          (وَ) (ص فا.)
          ۱- آن که به کاری اشتغال دارد، کارکن.
          ۲- دانشجوی پزشکی که در بیمارستان به دستور سرپزشک کار می‌کند، انترن.

            کاری

            [ په. ] (ص نسب.)
            ۱- فعال، مفید.
            ۲- پهلوان و دلاور جنگی.
            ۳- بسیار مؤثر، کارگر.

              Scroll to Top